تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قدسيان
 

گفت: فقیرم.

گفتند: نیستی.

گفت: فقیرم! باور کنید.

گفتند: نه! نیستی.

گفت: شما از حال و روز من خبر ندارید.

و حال و روزش را تعریف کرد. گفت که چقدر دستهایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد. ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند.

گفت: به خدا قسم که چیزی ندارم.

گفتند: صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی همه جا بگوبب از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد(ص)

گفت: نه! به خدا قسم نه.

-«هزار دینار؟»

- نه! به خدا قسم نه.

- دهها هزار؟

- نه! باز دوستتان خواهم داشت.

- گفتند چطوری می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟

«چطور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما  در دارایی تو هست؟»

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 12:58به قدسیان پیوست. |

کرامات امام زمان (عج)
 

دو مورد از کرامات امام زمان (عج) در مسجد مقدس جمکران

 

 

شفاى مفلوج و سفارش به دعاى فرج

 

  يكى از خدمه جمكران مى گويد:

«يك روز قبل از عاشوراى حسينى در مسجد جمكران مشغول قدم زدن بودم. مسجد بسيار خلوت بود. ناگهان متوجه مردى شدم كه بسيار هيجان زده بود و به هر يك از خدّام كه مى رسيد، آنها را بغل مى كرد و مى بوسيد. جلو رفتم تا جريان را جويا شوم، امّا همين كه به او رسيدم مرا نيز در آغوش كشيد; مى بوسيد و اشك مى ريخت. وقتى جريان را از او پرسيدم، گفت: چند وقت قبل با اتومبيل تصادف كردم و فلج شدم. پاهايم از كار افتاد. هر شب به خدا و ائمه معصومين(عليهم السلام) متوسل مى شدم. امروز، همراه خانواده ام به مسجد آمدم. از ظهر به بعد حال خوشى داشتم; به آقا امام زمان(ع) متوسل بودم و از ايشان تقاضاى شفا مى كردم. نيم ساعت پيش، ناگهان متوجه شدم كه مسجد، نورى عجيب و بوى خوشى دارد. به اطراف نگاه كردم و ديدم كه مولا اميرالمؤمنين، امام حسين، قمر بنى هاشم و امام زمان(عليهم السلام) در مسجد حضور دارند. با ديدن آنها دست و پاى خود را گم كردم. و نمى دانستم چه كنم كه امام زمان(ع) به من نگاه كرد و همان لحظه لطف ايشان شامل حالم شد و به من فرمود: شما خوب شديد! برويد و به ديگران بگوييد كه براى فرج من دعا كنند كه ظهور ان شاءاللّه نزديك است. بعد ادامه داد: امشب عزادارى خوب و مفصلى در اين جا برقرار مى شود كه ما هم حضور داريم».

 خادم مى گويد: «مردِ شفا گرفته يك انگشترى طلا به دفتر داد و با خوشحالى رفت. مسجد خلوت بود. آخر شب، هيأتى از تبريز به جمكران آمد و به عزادارى و نوحه خوانى پرداختند. مجلس بسيار با حال و سوزناك بود. من همان لحظه به ياد حرف آن مرد افتادم».

 

نذر چهل شب چهارشنبه

 

بيا بيمار خسته گشته از درد            كه درمانگاه برتر جمكران است                     

به دارو خانه مهدى گذر كن            دوايش لطف داور جمكران است

  اهل نوشهر مازندران هستم كه در حال حاضر ساكن تهران و كارمند اداره آموزش و پرورش مى باشم. سال 1374 فرزند 21 ساله ام از ناحيه پا احساس درد شديدى كرد. دكترها مى گفتند كه چيز خطرناكى نيست، بلكه نوعى احساس عضلانى است.

خرداد همان سال، دردِ پا به همه اعضايش سرايت كرد و با سردرد شديدى همراه شد كه در نهايت منجر به فلج شدن تمام بدنش گرديد.

سرانجام بعد از آزمايش ها و معاينه هاى متعدد و سى .تى .اسكن كه در بيمارستان «امام حسين(ع)» انجام شد، گفتند كه داخل بدن فرزندم ضايعاتى مشاهده شده است كه بايد بسترى شود.

مدتى در آن جا بسترى بود، ولى باتوجه به شدّت و سرعت بيمارى با مشورت پزشكان معالج، او را به بيمارستان «شهداى تجريش» و سپس به بيمارستان «مدرّس» منتقل كرديم. بعد از انجام آزمايش هاى تخصصى اعلام كردند كه او سرطان مغز و استخوان دارد و بيش تر از شش ماه زنده نخواهد ماند.

نمى دانم چرا و چطور، امّا به دلم افتاد كه جگر گوشه ام را به مسجد جمكران بياورم و آوردم و براى شفاى او به آقا امام زمان(ع)متوسّل شدم. شانزده روز در مسجد بوديم. طى اين مدّت خواب ديدم كه بايد فرزندم را به بيمارستان برگردانم. حتى خودش هم خواب ديده بود كه امام زمان(ع)يك قرآن به او داده و فرموده بود: «آن را بخوان و ختم كن!»

او را به بيمارستان برگرداندم. دكتر موسوى، فوق تخصص جراحى عمومى با آزمايش هاى مجدد تشخيص داد كه غدّه اى در قسمت لگن وجود دارد كه بايد عمل شود. همان موقع نذر كردم كه چهل هفته، شب هاى چهارشنبه به مسجد مقدّس جمكران بروم. به اين اميد كه فرزند جوانم بهبود يابد. عمل جراحى انجام شد، ولى با وجودى كه پزشكان مى گفتند عارضه با عمل جراحى برطرف شده است، امّا فرزندم همچنان فلج باقى مانده بود! بعد از چند روز، پزشك جراح اعلام كرد كه وضعيت غدّه به گونه اى است كه برايشان مثل يك معمّا شده است; غدّه به صورت توده اى فشرده درآمده بود كه اين مسأله از نظر آنها غير قابل تصوّر بود. او را به قصد توسّل به امام هشتم، على بن موسى الرضا(ع) به مشهد مقدّس بردم. مدّت يك ماه كه در جوار پاك آن حضرت بوديم، آمدن به مسجد مقدّس جمكران را در شب هاى چهارشنبه ترك نكردم و هر هفته از مشهد به قم مى آمدم. بعد از مدتى به تهران برگشتيم و طبق توصيه پزشك ها شيمى درمانى را شروع كرديم كه اين كار هم نتيجه اى نداد، امّا با عنايتى كه در خواب به فرزندم شده بود، همچنان به معجزه اى از طرف حضرت ولى عصر(ع)اميدوار بوديم و شب هاى چهارشنبه به مسجد مقدّس جمكران مى آمدم كه با تمام شدن چهل هفته، نتيجه گرفتم و فرزندم شفا گرفت! در حالى كه پزشكان از ادامه حيات فرزندم مأيوس شده بودند، ولى به لطف خدا و عنايت حضرت ولى عصر(ع) فرزندم بعد از گذشت چند سال در صحت و سلامت زندگى مى كند.

   دكتر محسن توانانيا، پزشك دارالشفاى حضرت مهدى(ع)، درباره شفاى ط .م اظهار مى دارد:

«بيمار مورد نظر در تاريخ 14/7/1375 در سن 21 سالگى به علّت درد شديد در ناحيه لگن و پا به بيمارستانى در تهران مراجعه كرده است. بيمار سر درد پيشرونده اى هم داشت; طورى كه به سختى راه مى رفت و مجبور به استفاده از عصا شده بود. در بررسى هاى انجام شده از طريق سى .تى .اسكن، توده هايى در داخل لگن مشخص شده بود كه با بررسى بيش تر ثابت شد كه دردهاى شديد بيمار ناشى از انتشار بدخيمى از استخوان ها در ساير قسمت هاى بدن بوده است.

بعد از انجام جراحى نتيجه به تومور بدخيم و درگيرى استخوان ها منتهى گرديد كه معمولا در اين موارد پيشرفت بيمارى چنان سريع است كه حتى با بهترين اقداماتِ درمانى، طول عمر بيمار كوتاه خواهد بود; در حالى كه در بررسى هاى به عمل آمده از بيمار مورد نظر كه دو سال بعد، به وسيله سى .تى .اسكن انجام شد، هيچ اثرى از بيمارى در هيچ نقطه اى از بدن او مشاهده نشده است.

 نظر كارشناسى خانم دكتر اديبى در مصاحبه اى با امور فرهنگى مسجد مقدس جمكران:

واحد ارشاد: با توجه به تخصص حضرتعالى و بررسى هايى كه روى پرونده بيمار مذكور انجام داده ايد، لطفاً بفرماييد كه مداواى اين گونه بيمارى به صورت طبيعى چند درصد امكان دارد؟

دكتر اديبى: اين بيمارى وقتى به صورت گسترده و به اصطلاح ما «متاستان» شده باشد و درگيرى هاى گوناگون در نواحى مختلف ايجاد كرده باشد، انتظار مى رود كه حتّى با بهترين درمان ها طول عمر بيمار خيلى كوتاه باشد، ولى در مورد ايشان شفا تحقق يافته است.

واحد ارشاد: فرموديد كه درمان طبيعى اين بيمار امرى غير عادى بود، آيا مورد خاصى در پرونده ايشان ملاحظه ننموديد؟

دكتر اديبى: همان طور كه خدمتتان عرض كردم، وقتى اين پرونده را مطالعه مى كردم با توجه به اين كه در تشخيص بيمارى هيچ ترديدى نبود و توسط پاتولوژيست بررسى شده بود، بنابراين فكر نمى كنم هيچ ترديدى در تشخيص اين بيمارى وجود داشته باشد. لذا با توجه به اين كه آزمايش ها نشان مى دهد مراكزى از قسمت هاى مختلف بدن بيمار باهم درگير بوده اند، يقيناً مسأله درمانش يك پديده طبيعى نبوده است.

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در یکشنبه 9 تیر1387 ساعت 20:4به قدسیان پیوست. |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اجعلنی من اعوانه و انصاره

والذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه

والمحامین عنه والسابقین الی ارادته

و المستشهدین بین یدیه

اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک

 حتما مقضیا

و اخرجنی من قبری

موتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوة الداعی

فی الحاضر و البادی

برحمتک یا ارحم الراحمین

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در جمعه 20 اردیبهشت1387 ساعت 1:15به قدسیان پیوست. |

خداوند

 

آیا تو نمی توانی معنای خداوند را در کنار بقیه ی معناهای زندگیت بچینی؟ وقتی خداوند در معصومیت کودکان، مثل برف زمستانی می درخشد تو کجایی؟ واقعاً تو کجایی؟ شاید خداوند در هیچ جای دیگر هستی مثل معصومیت کودکی، خودش را اینگونه آشکار نکرده باشد. من گاهی از شدت وضوح خداوند در کودکان، پر از هراس می شوم و دلم شروع می کند به تپیدن. دلم آنقدر بلند بلند می تپد که بهت زده می دوم تا از لای انگشتان کودکان خداوند را برگیرم. واقعاً تو کجایی؟ صدای مرا می شنوی؟ ...

 

 

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 22:57به قدسیان پیوست. |

یا مهدی
 

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه!

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

از ابتدای هفته در انتظار جمعه ام

دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 18:5به قدسیان پیوست. |

با من سخن بگو

 

امروز صبح وقتی از خواب برخاستی تو را تماشا کردم و امید داشتم که با من حرف خواهی زد، فقط در چند کلمه و یا از من به خاطر چیزهای خوبی که دیروز در زندگی تو اتفاق افتاد تشکر خواهی کرد، اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی. 

هنگامی که می خواستی از خانه بیرون بروی می دانستم که می توانی چند دقیقه ای توقف کرده و به من سلام کنی،  اما تو خیلی سرگرم بودی.

زمانی که پانزده دقیقه بیهوده بر روی صندلی نشسته بودی و پاهایت را تکان می دادی، فکرمی کردم که می خواهی با من سخن بگویی، اما تو به سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس گرفتی تا چیزهایی بگویی که هیچ اهمیتی نداشتند. 

با صبر و شکیبایی در تمام مدت روز تو را نگاه می کردم و تو آنقدر مشغول بودی که چیزی به من نگفتی. باز هم زمان باقی است و امیدوارم که تو سرانجام با من حرف بزنی. به نظر می رسد کارهای زیادی برای انجام دادن داری. بعد از انجام چند کار تلویزیون را روشن کرده و وقت زیادی را در برابر آن سپری کردی. من باز هم با شکیبایی منتظر ماندم که بعد از تماشای تلویزیون و خوردن غذا با من حرف بزنی. هنگام خوابیدن گمان می کردم که خیلی خسته ای. بعد از گفتن شب بخیر به خانواده سریعاً به سوی رختخواب رفتی و خوابیدی. مهم نیست، شاید نمی دانستی که من همیشه آنجا با تو هستم. من بیش از آن که تو بدانی صبر پیشه کردم. من حتی می خواستم به تو بیاموزم که چگونه صبور باشی. 

من به تو عشق می ورزم و هر روز منتظرم تا با من حرف بزنی. چقدر مکالمه ی یک طرفه و یک جانبه سخت است.

بسیار خوب! تو یک بار دیگر از خواب برخاستی و من نیز یک بار دیگر فقط برای عشق به تو منتظر خواهم ماند. به این امید که امروز مقداری از وقتت را به من اختصاص دهی.                                                     

روز خوبی داشته باشی.

 

دوست تو خــــــــــــــــــــــــدا

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در پنجشنبه 2 اسفند1386 ساعت 18:9به قدسیان پیوست. |

سفارشات حضرت ولی عصر (عج) به آیت الله مرعشی نجفی
 

این سفارشاتی است که که حضرت ولی عصر (عج) به مرحوم آیت الله مرعشی نجفی (ره) در زمان حیاتشان واقع گردیده است و بر مؤمنین و مؤمنات است که بعد از ذکر صلوات و فاتحه به روح آن عالم ربّانی، کمی هم به احوال خودمان فکر کنیم و انشاءالله موجب تقرب به عوالم خاصّه و توجه به ائمه معصومین قرار بگیریم.

1- بعد از نماز صبح سوره ی مبارکه ی یس را بخوانید.

2- بعد از نماز ظهر سوره ی مبارکه ی نبأ را بخوانید.

3- بعد از نماز عصر سوره ی مبارکه ی عصر را بخوانید.

4- بعد از نماز مغرب سوره ی مبارکه ی واقعه را بخوانید.

5- بعد از نماز عشاء سوره ی مبارکه ی ملک را بخوانید.

6- دو رکعت نماز مابین مغرب و عشاء بخوانید که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای که دوست داشتید و در رکعت دوم بعد از حمد سوره ی مبارکه ی واقعه را بخوانید.

7- خواندن دعا بعد از رکوع در نمازهای واجب، به ویژه در رکعت آخربگویید:

الّلهم صلِّ عَلی محمدٍ و آلِ محمدٍ و تَرَحَّم علی عجزِنا و اَغثِنا بِحَقِّهِم

8- تأکید فرمودند بر تلاوت قرآن کریم و هدیه دادن ثوابش به شیعیانی که وارث ندارند و یا وارث دارند ولی وارثانشان از آنها یادی نمی کنند.

9- تأکید فرمودند که عقیقی را انتخاب نموده و اسامی چهارده معصوم (ع) را روی عقیق نقش کنند و در زیر زبان میت بگذارند.

10- تأکید فرمودند که به والدین چه آنهایی که مرده اند و چه آنهایی که زنده اند احترام بگذارند.

11- تأکید فرمودند به تشرف بر زیارت بقعه های متبرکه ی ائمه ی معصومین و اولاد آنها و به زیارت و تعظیم وتکریم صالحان و علما.

12- تأکید فرمودند که به ذرّیه ی سادات احترام بگذارند.

13- تأکید فرمودند که نماز شب و تلاوت قرآن را به جای آورند.

14- تأکید فرمودند که همواره تسبیح حضرت زهرا را به جای آورند.

15- تأکید فرمودند بر زیارت امام حسین (ع) چه از دور و چه از نزدیک.

16- تأکید فرمودند بر حفظ خطبه ی شقشقیه ی امام علی (ع) و خطبه ی حضرت زینب در مجلس یزید (علیه الّعنة)

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در چهارشنبه 1 اسفند1386 ساعت 17:23به قدسیان پیوست. |

گفتگو با خدا

 

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم. 
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگوکنی ؟
گفتم : اگر وقت داشته باشید.

خدا لبخند زد:
وقت من ابدی است.
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
خدا پاسخ داد...
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند،
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.
زمان حال فراموش شان می شود،
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند نه در حال.
این که که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد،
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم
بعد پرسیدم...

به عنوان خالق انسان ها، میخواهید آدم ها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟
خدا دوباره با لخند پاسخ داد:
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد،
 اما می توان محبوب دیگران شد.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،
 بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد.
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم،
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
با بخشیدن ، بخشش را یاد بگیرند.
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را خیلی دوست دارند،
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.
یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند،
بلکه خودشان هم باید خودشان را ببخشند.
و یاد بگیرند که من اینجا هستم.
همیشه...

 

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در شنبه 27 بهمن1386 ساعت 13:15به قدسیان پیوست. |

نگین خورشید

 

گر چشم روزگار بر او فاش می گریست

خون می گذشت از سر ایوان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

 

 

 

ای روی سرخ عالم ایجاد یا حسین               ای داد را رسیده به فریاد یا حسین        

از پای عزم گشودی عقال عقل                    شد این اسیر تا ابد آزاد یا حسین          

کردی قیام و پشت سپاه ستم شکست               داد آمدی مقابل بیداد یا حسین             

سرخ است تا همیشه ز خون تو روی عشق        چون آفتاب سرخ سحرزاد یا حسین      

سر می کشد ز سینه ی ما دم به دم ز داغ        گل شعله های کوره ی حداد یا حسین   

خون تو یاد گشت و به شریان ما دوید           ما را دل است زنده از آن یاد یا حسین  

در دفتر حیات تو تاریخ مرگ نیست              هر دم تو راست لحظه ی میلاد یا حسین

قلاب داغ جذبه ی خون خداییت                    ما را کشد به حلقه ی ارشاد یا حسین   

با رؤیت هلال جمالی گریست زار                 یاد آمدش ز تیغه ی پولاد یا حسین      

 

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 13:53به قدسیان پیوست. |

حتماَ دانلود کنید

  

جدول محاسبه نفس و تزکیه فردی

 

|+| و این برگی دیگر که توسط م.طاهری در شنبه 31 شهریور1386 ساعت 17:32به قدسیان پیوست. |

Persian Websites Directory